شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
163
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
فينا مهجته موطنا على لقاء اللّه نفسه فليرحل معنا فانى راحل مصبحا ان شاء اللّه . » « 1 » مرگ بر همگان حتم است و من سخت مشتاق ديدار گذشتگان خود هستم ، مانند اشتياق يعقوب به يوسف ( با اراده و خواست من ) براى من قتلگاهى اختيار شده كه من آن را ديدار خواهم كرد ، گويا هم اكنون مىبينم كه اعضا و جوارح مرا گرگان كوفه پاره پاره مىكنند و شكمهاى آمال و آرزوهاى خويش را از من پر مىسازند ، چارهاى جز انجام اين كار نيست . ما به رضاى خدا راضى هستيم و بر آزمايشهاى او صبر مىكنيم و خداوند پاداش صابرين را به ما عنايت مىكند . ( من پارهء تن پيغمبرم ) و پارهء تن آن حضرت از وى جدا نمىگردد و چشم پيغمبر در بهشت با ديدار او روشن مىشود و وعدههاى آن حضرت ( با شهادت فرزندش ) عملى مىگردد . اكنون آن كس كه از بذل جان در راه ما مضايقه ندارد و براى لقاى پروردگار ، خود را آماده نموده با من كوچ دهد و من صبح فردا از مكه كوچ خواهم داد . در اين گفتار هيجانانگيز و كوتاه ، حسين بن على عليه السّلام از همان ابتدا ، سخن از مرگ به ميان مىآورد و از كشته شدن و شهادت دم مىزند و سپس مآل كار و پايان حركت خويش را صريحا بيان مىكند و مىفرمايد : « گويا مىبينم كه گرگان كوفه بدن مرا پاره پاره مىكنند » . حسين عليه السّلام با اين جمله نشان داد كه چشم بسته تسليم حوادث نگرديد و غفلت زده در برابر عمل انجام شده واقع نشد . عظمت بيان صريح امام هنگامى روشن مىشود كه ما در نظر بگيريم اين خطبه در چه شرايطى ايراد گرديد . اين گفتار و خطبه هنگامى ايراد شد كه ظواهر كار موفقيت قطعى حسين و پشتيبانى كامل مردم كوفه را از وى نشان مىداد . حسين عليه السّلام هنگامى از شهادت خود آشكارا دم مىزد كه مسلم بن عقيل عليه السّلام به وى نامه نوشت و در آنجا آمادگى هجده هزار شمشير زن را در حمايت از وى به آن حضرت ابلاغ نمود . ابن اثير مىنويسد : « و كان سبب مسيره من مكة كتاب مسلم اليه يخبره انه بايعه ثمانية عشر ألفا و يستحثة للقدوم « 2 » ؛ علت حركت حسين از مكه اين بود كه مسلم براى او نامه نوشت و براى حركت به كوفه وى را تشويق كرد و به اطلاعش رساند كه هجده هزار نفر با او بيعت كردند » . مسعودى پس از آن كه تعداد بيعت كنندگان با مسلم بن عقيل را مىنويسد ، اضافه مىكند :
--> ( 1 ) - لهوف ، ص 26 . ( 2 ) - كامل ، ج 3 ، ص 396 .